میراث فرهنگی هرکشوردر چهارچوب ارزش های حاکم برجامعه تعریف می شوند ودرقالب آن چهارچوب  موردمطالعه و کنکاش جدی قرارمی گیرند.می توان  میزان احترام و اندازه ارزش و وسعت علاقه ملتها و جوامع مختلف را برای میراثشان اندازه گیری کرد.اینجا است که ارزش می تواند مهارکننده ضد ارزش باشد.وقتی ارزشی می تواند سدی مستحکم دربرابرضد ارزش ها یعنی نابودی ‌گسترده ی آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی ،باهجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، مدفون، مفقود و متروک گذشته ودرمخلص بیان دربرابراین همه ویرانگری های حوزه تاریخی –فرهنگی باشد.باکسب این جایگاه ارزشی، توقف تخریب و سرقت های گسترده ای در مقیاس وسیع که ،برای درهم کوبیدن و روبیدن و از میان برداشتن و افکندنِ اصل‌ها و ریشه‌ها و زدودن هویت‌ها و نابودکردن میراث‌ها و غارتِ گسترده مواریث فرهنگی ملّت و تخریب وسیع محوطه‌های باستانی و فضاها و بافت‌های معماری سنّتی انجام می گیردبه نقطه پایان خود خواهند رسید.میراث همه ملتها به نوعی از لایه های هزاره های کهن و ابتدایی سرازخاک برآورده ودرمیان طوفان تحولات سر درآورده اند.وقتی می گویند میراث فرهنگی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد نسل ها درطول تاریخ  است اینجاست که میراث ارزش پیدا می کند.بدون درنظرداشتن این ارزشها نمي‌توان دربرابر تخریب  ها مقاومت نمود.وقتی  قادر به درك توانايي‌هاي واقعي این آثار و آثار پیام آن ها نباشیم زمینه های حفاظت فراهم نمی شوند.(تصویر زیر مربوط به کاروانسرای گلستان است.استنباط بد بد بد  برخی فاصله گرفته از متن مردم و تاریخ و فرهنگ و هنر این سرزمین ،از میراث فرهنگی دشمن جان میراث و فرهنگ شده است.وقتی در گفتارها و نوشتارها و رفتارها و کردار و اعمال برخی بوضوح اشاره به ارث و میراث می شود این نگاه تنفرآمیز به میراث  نشان از بیگانگی با واژه بنیادین میراث و فرهنگ آنها دارد و همین طرز نگاه و تفکر اشتباه ،لرزه بر جان مآثر و اشیای تاریخی می اندازد.وقتی در تعریف ساده میراث فرهنگی که از شیئیت و قدمت و پیام انسانی تنها استنباط قدمت  رادر نظر دارند با این نوع تفکر جاهلانه و جاعلانه نه صدای پیام انسانی را می توان شنید و نه شیئیت شئی را می توان دید؟درنتیجه با نادیده انگاشتن دو عنصر اصلی دیگر شاهد رشد بافت فکری جاعلانه و جاهلانه تری در حوزه میراثداری خواهیم بود.افکارجاهلانه ای که هزاران اثر و شئی تاریخی سرزمین باستانی را علی رغم تاکید ادیان به حفاظت از آنها برای پندآموزی،در حال از بین رفتن می باشند.خانه و بنا و کاروانسرا و یا مسجد و بقعه ای کهن و ارزشمند که در ما می تواند حس شگفت انگیزبرانگیزاند و ما را به درک بیشتراز تاریخ و رخداد های آن آشنا سازد علاوه بر ارزش های معماری ،زیباشناسی ،تاریخ مستند ،وضعیت هنر و اقتصاد و معیشت و....دوره ها را برای ما تداعی کند.همه درحال از بین رفتن هستند.نمایش این همه تخریب ها برای دوستداران میراث فرهنگی فاجعه ای بیش نیست.زیبایی های ذاتی که در حقیقت محصول قدرت جادویی  دست هنرمندان این سرزمین هستند در حال محو شدن می باشند.این ردپاها،هویت ساز ها،پیام های انسان های گذشته،جلوه های ویژه هنر مردمان این سرزمین شایسته پاس داشتن هستند.این چه تفکری است که با تخریب خانه های تاریخی و کاروانسراهای ارزشمند دوران های صفوی و زند و قاجار،برخی را  برای ساخت و ساز برج و بناهای بی هویت ساز تشویق می کند؟گذشته بخش خاموش و بی روح و از دست رفته ما نیست .چراوقتی صحبت از افتخار و غرور ملی می شود نگاه به گذشته ارزش پیدا می کند اما وقتی منافع مادی برای کسی مطرح می شود به یک باره گام بر روی همه ارزش ها می گذارد؟نگاه برخی به گذشته و به آثار گذشتگان رنجآور شده است.می گویند گذشته ای که از تکه آجر و خاک و سفال است به چه درد می خورد؟اگر شئی تاریخی به سرقت رفت جای نگرانی نیست.خارجی ها بگذارید آثار ما را به موزه هایشان ببرند چرا که دانش حفاظت از آثار را بیشتر از ما می دانند.نباید در برابر این همه تخریب ها و سرقت آثار خودتان را آزار دهید.   منبع : گنجه و گنجینه |ارابه ی مرگ میراث فرهنگی را با خود می برد
برچسب ها : میراث ,ارزش ,آثار ,فرهن ,تاریخی ,تخریب ,میراث فرهن ,پیام انسانی ,ارزش پیدا