تحلیل مفهوم جامعه و فرهنگ و رابطه شخصیّت انسان با آن دو، اهمیّت جامعه را در انتقال آداب، سلوک، ارزش ها و مفاهیم و روشهای فرهنگی را از نسل قدیم به نسل های بعدی، مدلّل می سازد. طبیعی است که بقای جامعه به بقا و دوام فرهنگی و ارتباط فرهنگی بستگی دارد و این به جز از راه انتقال معارف و ارزش ها و میراث های فرهنگی به نسل جدید، میسور نیست.طبیعت زندگی افراد انسانی از نظر اختلاف سنّی و ظهور نسلی بعد از پایان نسل دیگر عملکرد انتقال میراث فرهنگی را یک ضرورت اجتماعی برای استمرار بافت جامعه، حتمیّت میبخشد. مساله قدمت برای مطالعه گذشته بسیار با اهمیت است زیرا این عنصر ضمن اینکه موفقیت اثر در تاریخ تعیین کرده واطلاعات با ارزشی را ارائه می‌نماید حس خاصی را در مشاهده برمی‌انگیزاند. بی شک گذشته نقش مهمی درزندگی روانی انسان‌ها ایفا می‌کند.بسیاری از رویکردهای عاطفی به گذشته ناشی از قدمت به ارث رسیده در اشیاء تاریخها می‌باشد،دراین راستا آن قابل ذکر است اینکه مقدار فاصله با گذشته که حس قدیمی بودن را می‌آ‏فریند،نسبی است وواضح است که برای آنچه میراث نامیده می‌شود،حداقل سنی باید وجود داشته باشد.لیکن شایان ذکر است که قرآن کریم نیز طول زمان مشابهی بعنوان یک مقیاس برای تعیین آنچه که قدیمی یا از گذشته است ارائه می‌نماید.در میان سه معیار پیشنهادی این قدرت است که ما را به گفتگو ودرک پیام پیشینیان دعوت می‌نماید لذا اگر عامل قدرت را حذف کنیم چندین بعنوان میراث فرهنگی باقی نخواهد ماند..جامعه نه فقط از راه ارتباط و انتقال فرهنگی دوام می یابد، بلکه باید این ارتباط و پیوستگی، یک نوع حرکت جهت دار و هدف داری را برای رشد اجتماعی نسل جدید، تضمین نماید که در سایه آن، نسل جدید به مفاهیم مشترک و احساسات عام که بتواند «جامعه واحد»ی را به وجود آورند، دست یابد.

http://www.chn.ir/Images/News/52572-120633.JPG

منظور از مفاهیم و احساسات مشترک، اعتقادات، معارف و آرمان ها و مفاهیم عالی است.علاوه بر اهمیّت انتقال فرهنگی در وحدت اجتماعی، این انتقال یک اثر تربیتی عمیقی نیز به دنبال دارد؛ زیرا زندگی فردی انسانی در پهنای عملکرد انتقال فرهنگی، زمینه گسترده ای را به دست می آورد که در آن با دیگران، شریک و سهیم باشد و با احساس واحد و شعور اجتماعی که از تجربه های جمعی، به دست آمده است، با دیگران شریک می شود. این احساس واحد است که او را رنگ آمیزی می کند و شخصیتش را شکل می دهد و در نتیجه امّت واحدی را به وجود می آورد؛ به اضافه اینکه محتوای انتقال فرهنگی و راهها و روش های آن، در پرتو یک نوع «هم میهنی» که تربیت خاص و جامعه ویژه ای را به بار می آورد، پدید می آید.قطعا «تربیت» این وظیفه و هدف را به دنبال دارد و دقیقا در پرتو چنین جامعه ای است که فرد، آزادانه و با تشخیص کامل، عناصر فرهنگی را انتخاب می کند و عنصر صحیح را از عنصر فاسد جدا می سازد. طبیعی است که هر جامعه ای، عناصر زیاد مختلط و افکار متنوع و ارزش های متضادی را شامل می شود که فرد در اثر تربیت، به طور گزینشی از میان عناصر مختلط، فرهنگ خاص خود را درمی یابد

این تصویرمربوط به کشورلیبی است

منبع : گنجه و گنجینه |نسل جدید با مفاهیم میراث فرهنگی غریبه است
برچسب ها : فرهن ,انتقال ,جامعه ,گذشته ,میراث ,مفاهیم ,انتقال فرهن ,میراث فرهن ,احساس واحد ,عملکرد انتقال ,ارائه می‌نماید