تاریخ و اسناد و مدارگ باستان شناختی گواه بر آن هستند که اقوام و گروهای انسانی از کهن ترین دورانها تا کنون  به گذشته خود علاقمند بوده و  هستند بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی باوردارند که دانش اصل و منشا اجتماعی – فرهنگی برای توسعه و رشد هویت فردی و اجتماعی داشته ودر این مسیر اصل آن  ضرورتی اجتناب ناپذیر است ..پس نسل های آدمی پی در پی از پی هم می آیند آنها نیز به ارزشهای یک بنا و یا شئی تاریخی به منظور بهره گیری و استفاده آگاه خواهند بود به باورها و اندیشه های نیاکانشان احترام خواهند گذارد هنرشان را پاس می دارند ویرانسازی مدارک باستان شناسی از سوی گذشتگان آنها قابل بخشش نخواهد بود از نظر آنها ما سوداگران غارتگر با تاراج سوداگرانه آثار باستانی خواهیم بود..وضعیت ملتهبانه و نابسامانی های آزاردهنده  در حوزباستان شناسی  چرخ و چرخه میراث فرهنگی  رودبار را از کار انداخته است میراثی که در قلمرو آن غیرباستان شناسان لانه کرده اند طبیعتا باید شاهد تخریب  سرقت آثار حفاری های قاچاق آنهم در سطح گسترده  بود که  در این میان تمام مدارک و اسناد باستان شناسی که حاصل فعالیت ها و تلاش انسانی(انسانهای ادوار مختلف) است قدم به قدم و قلم به قلم از بین روند.تخریب هایی که در حوزه میراث فرهنگی صورت می گیرد دراصل برنامه هایی است که با هدف  تخریب  باستان شناسی ، محو هویت انسانی ،،بی رونق ساختن صنعت توریسم ،انقطاع پیوند های تاریخی –دینی و مذهبی مردم واز بین بردن جاذبه های تاریخی-فرهنگی – مذهبی  صورت می گیرد. به قول ماسکارلا می توان از آن به عنوان غارت  برنامه ریزی شده ی آثار فرهنگی  کشور یاد کرد..سهل انگاری و سطحی نگری های مسولان میراث ما ما به بدنه اصلی میراث فرهنگی، ضعف حافظه ی تاریخی مسولان فرهنگی ،کژ اندیشی ها ،بی برنامگی ها، همه و همه موجب شدند تا به این باور برسیم  که بدنه شکیل میراث فرهنگی تنی رنجور بخود گرفته است .انگار تقدیر در میان شگفآفرینی های خود تمام ذوق ابتکار و خلاقیت هوش و ذکاوت  خود را هم از دست داده است  کارخانه عظیم خلقتی که با گردش ایام خود  از سنگ ها و گل ها.  هزاران بناها / از کلوخ صد ها کاخ. از نفس باد ایام آثار معماری شگرف  خلق نمود   و امروز همه ی آن هنرها و گنجینه ها  از روال عادی  خود خارج و محو می گردند.میراث ملتی که گویی از دوران استثناء سازی به دوران استثناء ستیزی رسیده است آثار تاریخی و هنری که هنرمندانش برای خلق  اصالتی و ایجاد لذتی(روحی) گویی  مثل اعلی و بی مثال آفریدند و امروز قربانی اندیشه های ناپاک  حفاران قاچاق و فقر مدیریت های فرهنگی می شوند.و تمام آنچه فشردگی / شدت /   قوت / و قدرت خارق العاده  ای که صرف آثار و گنجینه های تاریخی شده به سهولت رو به زوال می روند. اتلال با کندکاوهای نابخردانه مورد دستبرد واقع می گردند.و تمام دفینه ها از سینه پر راز و رمز آنها به چپاول می روند درصورتیکه یک محوطه‌ی باستانی، یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد. هر اثر باستانی چونان خود آدمی یکتا و بی‌بدیل است. پیام خاص خود را بر شانه می‌کشد. کتابی است که هر بار که خوانده می‌شود، افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشاید. تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط کنونی ماست.وقتی بی برنامگی مدیران فرهنگی در میان باشد .بنا ها و اماکن مذهبی هم ازشوم اندیشی پلیدافکاران در امان نمی مانند درب بقاع به سرقت می روند .کتیبه ها برای حراج از تنه آثار جدا می گردند.  قامت بناها شکسته می شوند مکانهای پرهیاهوی دورانهای گذشتگان محل گفتمان نااهلان و مکان عیش و نوش معتادان  می شود کاروانگاهها که نگین هنر معماری ایران بشمار می رفتند متروک و مفلوک به خاک فلاکت می نشینند و همه ی این نامهربانی حاصل بی تدبیری ماست. آیا  ردگیری و رصد کردن موقعیت‌ها و ژرف‌کاوی و نقد و تحلیل درست رخدادهای تاریخی  در سطح جامعه‌ی جهانی برای نسلهای آینده  بدون شناخت و فهم عمیق تاریخی  و یا با انهدام و از بین رفتن آنهاممکن است؟زبان، گفتار و نوشتار باستان شناسان ناگزیر و ناگریز بر بنیاد اسناد و مدارک استواراست  دسترسی به  اندیشه ها و صنایع،هنرهای ظریفه وگنجینه های ماحصل دست و افکارگذشتگان بدون اسناد تاریخی و مدارک مکتشفه میسر نیست این اسناد و مدارک تحقیق ازنظر یک باستان شناس می تواند محفوظات ذهنی دیگران هم باشد  بسیاری از خاطراتمسموعات و مشاهدات سیاحان و مورخان و جهانگردان در قرون پانزدهم و شانزدهم زمینهآشنایی غربی ها با خاورمیانه و ایران باستان  را فراهم نمود.اگر این خاطران نگارششده از بین می رفت قطعا شناخت دنیای امروز از گذشته تاریخی سرزمین ایران باستانمتفاوت می بود. حال اگر این مدارک به صورت منابع کتبی  با روش تاریخنگاری و یابصورت سفرنامه و یا تراجم احوالات مردم و بزرگان این سرزمین باشد قطعا ضرورت توجهبه آنها دوچندان بنظر می آید.منابع باستان شناسی همان شرح حال بناها الواح و سکهها.سنگنگاره ها.کتیبه ها.و تصاویر بجای مانده است این اسناد هرکدام به شیوه ی خاصاشتباهات و پرده پوشی ها مجعولات و مجهولات تاریخ تاریک گذشته را کنار زده و افقروشنی دربرابر دیدگان متحیر ما قرار می دهند .آنچه امروزه به عنوان گنجینه های تاریخی و هنر و معماری در پیرامون ما قرار دارند و ما متاسفانه از آنها و اهمیت و اعتبارشان  غافلیم. ازبقاع تاریخی به عنوان میراث  مذهبی دل کنده ایم.چشم بر جاذبه های طبیعی بسته ایم و در برابر این همه تخریب ها مهر سکوت بر لب دوخته ایم  نشان از کم توجهی ما به دارایی های فرهنگی و تاریخی است. داده های باستان شناسی سرچشمه هایتاریخ بشر هستند فقدان و منهدم کردن هریک نقطه ی کور سرچشمه های ادوار کهن بحسابخواهد رفت. اسناد و مجموعه های حاوی اطلاعات تاریخی –باستان شناختی  که قدم به قدمو قلم به قلم از صحنه روزگار و صفحات تاریخ محو می گردند لطمات دهشتباری بهمراهخواهد داشت.نسل بی تاریخ مانند آدمی بی هویت و بی شناسنامه می ماند.همانطور که انسانی که به دنیا می آید برای اینکه هویت او مشخص شود باید شناسنامهبگیرد آثار تاریخی که هرکدام سنمد و هویت اعتبار ملتها هستند امروزه اساس و هویت  بشر  بر پایه همین داشته ها ی نسلی به نحوی که ثبات زندگی اجتماعی و فردی اش بر شالوده های آن قرار دارد بشر کنونی  بی اتکال به اسناد تاریخی چگونه  قادرخواهد بود که تجربیات نسلی گذشته و عصاره فضایل و ارزشهای پیشینیان را با عنوان میراثی فرهنگی به آیندگان انتقال داده و بر حفظ و ارتقاء محتوای آن ممارست ورزد؟، اهمیت  به آثار باستانی به عنوان رکن  و اساس اقتصاد مقاومتی مطابق فرمایش مقام معظم رهبری  با برنامه ریزی های دقیق برای جذب توریسم خصوصا توریسم مذهبی می تواند تحول چشمگیری در اقتصاد  کشور ایجاد نماید.چرخه بی تحرک فرهنگی را باید به گردش در آورد .پایه های صنعت گردشگری  هر کشور همه آنچه به‌جای‌مانده از کرده‌ها و میراث اعصار و آثار فرهنگی اعم از مدنی و معنوی هستند.و مازیر سقف میراثی که در بنیاد نهادن و به‌پاساختن آن نیاکانمان  نقش تعیین‌کننده و بی‌بدیل داشته سکنی گزیده ایم.عجیب اینکه آموخته های ما از دیدار و در کنار آثار باستانی بودن  تا کنون درک روز افزون ما را در بازسازی شکوه و عظمت تاریخ گذشتگانمات موثر واقع نشده اند.نگاه سنتی مدیران به میراث فرهنگی. و بدنه غیر کارشناسانه آن چرخه عظیم صنعت ایرانگردی را از کار انداخته است. به قول استاد دکتر ملا صالحی   "انسان، ریشه در ارزش‌ها و میراثی دارد که هویت انسانی او را می‌توان با آن مواریث مدنی و معنوی معنا و تعریف کرد و فهمید. انسان گسسته از ریشه‌ها و ارزش‌ها در معرض خیزش امواج مهاجم و چالش‌های تاریخی همیشه آسیب‌پذیر و شکستنی‌تر از انسان ریشه‌ها بوده است. تجربه‌ی تاریخی به ما آموخته که مدیران خام و ناآزموده و بی‌بهره از آگاهی تاریخی و تهی از موهبت شایستگی و فاقد مهارت تدبیر کردن کارها، همیشه طعمه‌های اشتهاآور برای مهاجمان و شکارچیان موذی و اندیشه‌های مرموزی بوده‌اند که از بیرون و درون مرزها، جغرافیای ارزش‌ها و مواریث مدنی و معنوی یک ملت را نشانه گرفته و کمین کرده‌اند. معضلی که هم‌اینک جامعه‌ی معاصر و تاریخ و فرهنگ ما با آن رویاروست و دست و پنجه می‌فشارد.http://www.asriran.com/files/fa/news/1394/3/25/467369_738.jpg

این نبشتار پیشتر دررودبارنیوز به چاپ رسیده است.

تورج رهبرگنجه.باستان شناس

منبع : گنجه و گنجینه |ملتی که توان دیدن تاریخ چند هزارساله خود را ندارد همواره در تاریکی خواهد زیست
برچسب ها : تاریخی ,فرهن ,آثار ,میراث ,باستان ,اسناد ,باستان شناسی ,میراث فرهن ,آثار باستانی ,باستان شناس ,مواریث مدنی