علم باستان شناسی با اینکه جوان است اما نسبت به علوم دیگرراه تعالی را با جهش بی مانندی طی کرده است این علم برخلاف علوم دیگر ریشه در فطرت آدمی دارد آدمی ذاتا دوست دارد تا به گذشته خود پی ببرد.این علم و دانش  ریشه در ذات و وجود آدمی دارد .آثار مادی و معنوی به جامانده از گذشته همان میراث فرهنگی بر هویت فرهنگی جامعه دلالت دارد از آن جهت قابل توجه است که در شناخت زندگی گذشتگان مامفید و مؤثرواقع می شود  و برای مطالعه و نیز بازشناسی آثار مادی تمدن‌ها و سیر تشکیل و تکامل آنها سندی باارزش به‌شمار می‌آید.برای هر ملت، شناخت گذشته برای ساختن آینده‌ای بر پایه هویت فرهنگی خویش اهمیت می‌یابد. در حقیقت پویایی و بقای فرهنگی در آینده، نیازمند پیوستگی میان دیروز و امروز و فردای ملت‌هاست.مردم باید باورکنند با از دست دادن هریک از این مواریث فرهنگی در برابر چالش‌ها ،ابزارهای لازم رویارویی را نخواهند داشت. ودر هر نبرد فرهنگی به هر میزان و وسعت ،میدان را به حریفان واگذار می کند این یعنی امکان حیات  تاریخی  خود را از دست می دهد. درد آور است که بگویم  تخریب تاریخی در نتیجه عدم آگاهی تاریخی و اطلاعات لازم و کافی به وجود می‌آید.مردمی که ریشه درتاریخ کهن دارند نیازمند آگاهی های تاریخی بیشتری است.در حالی که جامعه ما از این نعمت بی بهره است.بنابراین با توجه به اینکه آثار تاریخی هویت و اصالت یک ملت هستند باید در راستای حفظ و حراست از این آثار توجه ویژه و خاصی انجام شود. رشد آگاهی عمومی در زمینه تاریخ شناختی،بر طبق مطالعات یونسکو مهمترین عامل حفاظت از میراث فرهنگی و آثار تاریخی  است، هر قدر این آگاهی و اطلاع رسانی عمومی قوی تر باشد حفاظت از آثار تاریخی کشور بیشتر می شود.مردم زمانی که بدانند از چه چیزی مراقبت می کنند و چه نقش مهمی در هویت شناسی او و تبارش دارد بهتر به دفاع از آن همت می گمارد.برای این کاردرکشورنیاز به برافراشتن پرچم سواد آموزی تاریخی داریم.متاسفانه مشاهده شده است که سطح دانش وآگاهی برخی ازگردشگران خارجی درباره برخی از مکان های مهم باستانی ایران از شهروند های ایرانی بیشتر است و این زنگ خطر به مفهوم قهرو فقرفرهنگی است که می تواند هویت تاریخی و فرهنگی ما را به چالش بکشاند.فرهنگ و تمدن اساس و پایه و از ارکان مهم هرکشوری هستند نمادی از ارزش ها و مآثر هنری و فرهنگی بشمار می روند.جامعه برخوردار از فرهنگ غنی،بیسوادی تاریخی را تحمل نمی کند.اطلاع از تاریخ و داشتن سواد تاریخی، مثل دژی محکم، در برابر دشمنی بیگانگان شاکله و هیبت میراث و فرهنگ غنی ما را محافظت می‌کند.سواد تاریخی موجب می شود دگربار به گرداب قرارداد های ننگینی چون،پیمان آخال سال 1881 میلادی بین ایران و روسیه. فجایعی مثل ترکمن چای ، گلستان و... گرفتار نگردیم.درک روز افزون در بازسازی  تاریخ با شکوه و عظمت ایران منوط به آموخته های ما از دیدار و حفظ میراث و گنجینه های تاریخی است که نه با عنوان سهم الارث بلکه به عنوان میراثی گرانسنگ به امانت به ما سپرده شده است  وقتی وضعیت حال میراث فرهنگی را می نگریم به یاد گفتار حکیمانه کورش  نظراندازیم که گفت:.... ما همگی دوستیم .ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ما اهریمن است. و جز او سایه ای شوم دیگری نیست از این خاک پهناور ایران که سراسر از اندیشه های نیک  و روانهای پاک جان گرفته است و تمامی آنچه بما رسیده است باید پاسداری و حفاظت نمود هر اثر تاریخی نشانه ی هویت فرهنگی و ماهیت تاریخی ما است و باید از گزند روزگار و دستان اهریمنی در امان بماند.آثار باستانی نباید مغضوب ما شوند ما به قول کورش بزرگ جهان زیبا را زمانی زیباتر خواهیم کرد که زیبایی های جهان و پیرامون خود را داشته باشیم. برای چنین هدف بزرگی همه باید بکوشیم  امروزه علم ثابت کرده است که حتی دانه گیاهی باقی مانده از دوران کهن می تواند اطلاعات ارزشمندی از چگونگی اقتصاد و معیشت انسانهای دوران کهن بما ارائه کند. باستان شناسان با تحقیق بر روی دانه گیاهی که ما باستان شناسی ملکولی می خوانیم می توانند رویداد های  اهلی شدن  شناسایی اجداد وحشی گونه ها و گسترش کشاورزی  را تعیین کنند با اطلاعا تی که از گیاهان و جانوران و انسان بدست می اورند  به خصوصیات یک فرد و جانور  و حتی گیاه از نظر جنس  قرابت و خویشاوندی  انواع بیماری ها و... دست می یابند.سالیابی نمونه ها که از روی قدمت اشیای باستانی صورت می گیرد هم منوط به حفظ آن اشیاء است حال  میراث باستانی و تاریخی اینچنین گسترده و جهانی پر نفوذ و فعال(تا دیروز)بر صحنه دوران  وضعیت نامطلوبی بخود گرفته است هنرنمایی مرمت آثار تاریخی را از اهالی مرمت آثار گرفته اند و میراث ملت تاریخی قد شکسته است مدیران کلان فرهنگی کشور بی پروا بی تعهد و بی تخصص،تشنه مال اندوزی و جاه طلبی برکرسی صدارت میراث لمیده اند و برخی از مردم هم کم توجه به گنجینه های تاریخی از حفظ و نگهداری آنها غافل مانده اند بی گمان ادامه روند این همه ویرانی  نتایج زیانباری برای میراث تاریخی و نسل های آینده خواهد داشت. آثار وهر اثرتاریخی  زمینه‌های عبرت برای انسان فراهم میآورد. بنابراین توجه به اشیاء گذشتگان در ذات بسیاری از انسان‌ها وجود دارد و همان‌ها همیشه سعی كرده‌اند از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت كنند. میراث فرهنگی در واقع، هویت و اندیشه و معنویت آنان است كه درکشور ما این گنجینه ها در معرض بی توجهی و نابودی قرار دارند. آنچه در این میان اهمیت دارد، آگاه‌سازی مردمان به این میراث‌های ارزشمند و برنامه‌ریزی‌های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری از آنهاست، اگرچه پاسداری از میراث فرهنگی وجهه‌ای جهانی یافته و نهادهای وابسته با تشكل ستادهایی برای بازیابی و نگهداری ازآنها می‌كوشند ولی شكی نست كه امروزه ملتها و اقوام برای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یكدیگر و از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین ابزارهای این گفتگو است. میراث تمدن هر دیار، درحكم دریچه‌های است، كه به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساكنین آن دیار باز می‌شود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناك هر نقطه به حكم وظیفه بر همگان واجب است. از هر دریچه كه به فرهنگ مردم در هر كجای دنیا باشد، بنگریم، یك پیام كاملا شفاف را از دل تاریخ بر كتیبه زمانه حك شده می‌بینیم: آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. رمز این پیام در شناخت و یادآوری خاطره تاریخی یك ملت نهفته است، دستاوردهای مادی و معنوی گذشتكان با فراهم آوردن این از گردوغبار تاریخ سر برون. میراث فرهنگی هر كشور، كه عصاره شخصیت وجودی و هویت فرهنگی، اعتقادی و سیاسی آن ملت  در طول دوران تاریخ بوده و هر ملتی همان قدر دارای شخصیت هویت و اصالت ریشه و ارزش تاریخی است، كه مستنداتی به عنوان میراث فرهنگی از خود ارایه نماید، و اولین اقدامی كه در مورد نگهداری آثار و اشیاء تاریخی لازم است، توجه و هوشیاری مردم و تفهیم و درک اهمیت این آثار است میراث ارزشمندی كه در طی قرون و اعصار به جا مانده‌اند باید از گزند زمانه حفظ و امكان دیدارشان را برای مردم و نسل های آینده فراهم ساخت باید بیاموزیم  هویت تاریخی را جایگزین سرگردانیهای فرهنگ وارداتی و ضد ارزشها کنیم  باید مردم با دیدن و شناختن میراث تاریخی و فرهنگی احساس تحسین و هویتی اصیل و استوار ‌نمایند، و از فراز نشیبها و تجربیات تلخ و شیرین گذشتكان درس عبرت بگیرند. ایران سرزمینی با پیشینه دیرین و یكی از پنچ كشور ممتاز و دارای تمدن كهن است، و در جای خود میراث‌های كهن و با ارزشمندی را جای داده است، كه معرفی، بازسازی، حفاظت و كاربری‌های گوناگون آنها متناسب با زمان می‌تواند در دورهای كه بحران هویت یك معضل است و تهاجم فرهنگی سرزمینهای کهن را آماج خود قرار داده است یكی از راهكارهای آشنایی نسلهای امروز و اقدامی در این مورد شناخت آثار تاریخی است- اهمیت آثار تاریخی و فلسفه لزوم توجه و اطلاع درباره آنهاست. اهمیت میراث فرهنگی (آثار تاریخی) بیشتر از دو نظر است، یكی اینكه سابقه تمدن و هنر در دنیا مورد علاقه و توجه بسیاری از مردم است، خصوصا ملتهای كه از حیث تمدن و صنعت جلوتر هستند، بیشتر به این نكته دلبستگی دارند، كه بدانند و بفهمند كه ریشه هریك از مظاهر زندگی از چه زمان بوده، و كدام محل نشو و نما یافته است. عامل دوم، اهمیت آثار باستانی از نظر جنبه معنوی آن  است. كه روح بشر بر اثر گرفتاریهای مادی تشنه فهم و درک آن است،و روز به روز هم بیشتر نیازمندی خود را به تسكین التهاب و هیجان روحی كه بر اثر زندگی سراسر مادی و ماشینی كنونی برای او فراهم گردیده است، احساس می‌كند، ذوق زیبا شناسی و زیباپرستی هم بیشتر به این احساس دامن می‌زند. این اثرها و آثارباستانی ،این میراث اکابر(بزرگان تاریخ)در جای جای این سرزمین پهناور بهترین گواه و شاهد بی چون و چرایی برای  بودن هزاران ساله ما و در حكم قباله و سند تاریخی ما  محسوب می‌شود         (تورج رهبرگنجه-باستان شناس)

منبع : گنجه و گنجینه |این میراث اکابر است نه اصاغر
برچسب ها : تاریخی ,فرهن ,میراث ,آثار ,هویت ,است، ,میراث فرهن ,آثار تاریخی ,هویت فرهن ,میراث تاریخی ,اهمیت آثار